X
تبلیغات
مدیتیشن
تاريخ : یکشنبه یکم بهمن 1391 | 16:56 | نویسنده : فاطمه جعفری
تاريخ : یکشنبه یکم بهمن 1391 | 16:55 | نویسنده : فاطمه جعفری
تاريخ : جمعه دوازدهم مهر 1392 | 11:37 | نویسنده : فاطمه جعفری
ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ
ﭼﺮﺍ ﻣﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ
ﮐﻨﻢ؟ !
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺟﻮﺍﺑﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ … ﻭ … ﮔﻔﺖ :
ﺁﯾﺎ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﻭﺳﺮﺧﺲ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ؟؟؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﻠﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ…
ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﻣﻮﻗﻌﯿﮑﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﻭ ﺳﺮﺧﺲ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﯾﺪﻡ ، ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ
ﺍﺯﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻧﻤﻮﺩﻡ …
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺳﺮﺧﺲ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻙ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ
ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﺭﺷﺪ ﻧﮑﺮﺩ… ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻗﻄﻊ ﺍﻣﯿﺪ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﺩﺭ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺳﺎﻝ ﺳﺮﺧﺴﻬﺎﺑﯿﺸﺘﺮ ﺭﺷﺪ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﺧﺒﺮﯼ
ﻧﺒﻮﺩ .
ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﺳﻮﻡ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﻣﺒﻮﻫﺎ ﺭﺷﺪ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﻨﺠﻢ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﻛﻮﭼﻜﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﺪ…
ﻭ ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺍﺭﺗﻔﺎﻋﺶ ﺍﺯ ﺳﺮﺧﺲ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺭﻓﺖ .
ﺁﺭﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻗﻮﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩ !!!
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯿﻬﺎ ﻭ
ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺑﻮﺩﯼ
ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﺤﻜﻢ ﻣﯿﺴﺎﺧﺘﯽ ؟؟؟ !!!
ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﻧﯿﺰ ﻓﺮﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ .
ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﺸﻮ



تاريخ : یکشنبه هجدهم فروردین 1392 | 20:6 | نویسنده : فاطمه جعفری



تاريخ : سه شنبه هشتم اسفند 1391 | 22:7 | نویسنده : فاطمه جعفری

مديتيشن چيست ؟

مديتيشن فقط بودن است , بدون اينكه هيچ كاري انجام دهيم – بي عملي محض – بدون گذر هر گونه فكري از ذهن و عدم وجود هيجانات . شما فقط هستيد و اين احساس بسيار خوشايند به انسان ميدهد .هنگامي كه شما , نه در لايه بدن و نه در سطح ذهن هيچ كاري انجام نمي دهيد , هنگامي كه تمام فعاليت ها متوقف ميشود و شما فقط هستيد ... همين (( بودن )) مدي تيشن است . مدي تيشن چيزي نيست كه آن را انجام بدهيد يا آن را تمرين كنيد , تنها بايد آن را تجربه كنيد  و بچشيد .

هر گاه زماني پيدا ميكنيد كه فقط ميتوانيد ((  باشيد )) انجام هر عملي را متوقف كنيد .فكر كردن نيز به نوعي انجام كاري است , تمركز كردن نيز به همين صورت . حتي اگر براي يك لحظه هيچ كاري انجام ندهيد  و در بي عملي محض در هسته مركزي وجود خود در ارامش بسر بريد وارد حالت مديتيشن شده ايد و اگر يك بار چنين وضعيتي را تجربه كنيد خواهيد توانست تا هر زمان كه دوست داريد در آن باقي بمانيد و در نهايت ميتوانيد براي تمام مدت بيست و چهار ساعت شبانه روز در اين حالت باشيد . يك بار كه متوجه شديد چگونه ميتوانيد وجود خود را در حالتي  ارام و بدون تنش نگاه داريد , آرام ارام خواهيد توانست حتي در حال انجام كارهاي مختلف نيز هوشياري و اگاهي خود را به گونه اي حفظ كنيد كه وجودتان دچار هيچ گونه تنشي نشود . البته اين قسمت دوم مديتيشن است – در بخش اول بايد ياد گرفت كه چگونه فقط  (( بود )) و سپس ياد ميگيريم چگونه در حال انجام كارهاي كوچك مثل تميز كردن زمين و يا دوش گرفتن هوشيار و اگاه باقي بمانيم و در مركز وجود خويشتن باشيم . در اين صورت خواهيم توانست كارهاي پيچيده تري را نيز با همين اگاهي انجام دهيم .

بنابر اين مديتيشن به هيچ وجه در تقابل با عمل كردن و فعال بودن نيست . مدي تيشن به اين معني نيست كه بايد از زندگي فرار كرد . مدي تيشن نوع جديدي از زندگي كردن را به شما مي اموزد . در اين حالت شما مركز گردباد حوادث و تغييرات زندگي اطراف خود خواهيد بود . زندگي شما در گذر خواهد بود , حتي باشدت بيشتر – بالذت , شفافيت و خلاقيتي بيشتر – و در عين حال شما كاملا از آن جدا هستيد و هيچ وابستگي اي نداريد , تنها مشاهده كننده اي بر فراز تپه هايي دور دست كه به سادگي هر آنچه در حال اتفاق افتادن در اطراف است را تماشا ميكند . شما فاعل و انجام دهنده نيستيد بلكه تنها شاهدي هستيد كه به تماشا كردن ادامه ميدهيد . اين نكته سر اصلي مديتيشن است كه تنها شاهدي باقي بمانيد .

در اين حالت انجام شدن فعاليت ها و كارها خود به خود و بدون هيچ گونه مشكلي صورت ميپذيرد : خرد كردن هيزم – كشيدن آب از چاه ... ميتوانيد كارهاي كوچك و بزرگ را به همان صورت قبل انجام دهيد  , تنها يك چيز ممنوع است و ان اين است كه نبايد به هيچ وجه حالت (( در مركز بودن )) خود را از دست بدهيد . هسته اصلي و روح مدي تيشن اين است كه آموزش ببينيم چگونه مشاهده كنيم . صدايي مي ايد ... شما در حال شنيدن ان هستيد . در اين حال موضوع , يعني صدا وجود دارد و شما كه در حال شنيدن ان هستيد نميتوانيد شاهدي پيدا كنيد كه در حال مشاهده هر دوي اينها يعني صدا و شما باشد . ولي در وجود شما شاهدي  هست كه هر دو را مشاهده ميكند . اين پديده اي است بسيار ساده . شما در حال تماشا كردن درختي هستيد , شما اينجا هستيد و درخت نيز انجاست , ولي ايا ميتوانيد چيز ديگري را نيز ببينيد ؟ شما در حال تماشا كردن يك درخت هستيد و در عين حال شاهدي در وجود شما هست كه شما را در حال تماشا كردن درخت , مشاهده ميكند . مشاهده كردن مديتيشن است . آنچه مشاهده ميكنيد اصلا اهميتي ندارد . كيفيت مشاهده كردن – كيفيت آگاه و هوشيار بودن – چيزي است كه مديتيشن ناميده ميشود .

يك نكته را هميشه به خاطر داشته باشيد : مديتيشن يعني آگاهي و هر كاري كه با آگاهي انجام شود مديتيشن است . خود كاري كه انجام ميشود اهميتي ندارد بلكه مهم كيفيتي است كه با ان , كار خود را انجام ميدهيد . قدم زدن ميتواند يك مديتيشن باشد اگر اگاه و هوشيار قدم بزنيد . نشستن ميتواند مدي تيشن باشد اگر همراه با اگاهي باشد . گوش دادن به آواز پرندگان اگر با اگاهي همراه باشد ,مديتيشن است . حتي گوش دادن به سر و صداي دروني ذهن شما نيز اگر هنگام گوش دادن اگاه و هوشيار باقي بمانيد ميتواند يك مديتيشن باشد . كل مساله اين است كه زندگي شما نبايد در خواب و رويا باشد . در اين صورت هر انچه بكنيد مدي تيشن است .

اولين گام در اگاهي , مشاهده بدن خودتان است , سپس ارام ارام از هر حركت و هر وضعيت بدن خود اگاه و هوشيار خواهيد شد . همينطور كه اگاهي شما افزايش مي يابد , معجزه اي شروع به اتفاق افتادن ميكند و خيلي از كارهايي كه قبلا عادت داشتيد انجام دهيد به سادگي حذف خواهند شد . بدن شما ارامش بيشتري تجربه خواهد كرد و هماهنگي بيشتري را در ان احساس ميكنيد .

گام دوم , اگاه شدن از افكار تان است . افكار شما بسيار ظريف تر از بدنتان ميباشد و البته خطرناك تر هم هستند . هنگامي كه از افكار خود اگاه ميشويد بسيار شگفت زده خواهيد شد كه در درونتان چه ميگذرد . اگر هر انچه از ذهنتان ميگذرد را در برگه اي ثبت كنيد , هنگامي كه دوباره ان را مرور كنيد بسيار تعجب خواهيد كرد . تنها به مدت ده دقيقه آنچه از ذهنتان ميگذرد را بر روي كاغذي يادداشت كنيد – پس از خواندن ان متوجه خواهيد شد كه چه ذهن ديوانه اي داريد ! به علت عدم وجود اگاهي اين ديوانگي دائما به صورت يك (( زير جريان )) در درون ما در حال گذر است . اين ديوانگي هر امچه انجام ميدهيد را تحت تاثير قرار ميدهد و بر هر انچه انجام نميدهيد نيز تاثير ميگذارد . اين ديوانگي كه در درون شماست بايد متحول شود . معجزه اگاهي اين است كه براي اين تحول نيازي نيست كاري انجام دهيد جز اينكه اگاه و هوشيار باقي بمانيد . خود پديده مشاهده كردن اين ديوانگي را تغيير ميدهد . به اهستگي اين ديوانگي ناپديد ميشود و افكار شما شروع به تبعيت ازيك الگوي خاص ميكنند – ديگر اشوب و اغتشاشي در افكارتان مشاهده نميكنيد بلكه افكارتان بيشتر بيشتر هماهنگ خواهد شد و ارامشي ژرف بر وجودتان حاكم ميشود .

هنگامي كه بدن و ذهن شما در ارامش باشند متوجه خواهيد شد كه انها هماهنگ با يكديگر عمل ميكنند و در واقع پلي ميان انها وجود دارد . براي اولين بار هماهنگي ميان ذهن و بدن به وجود خواهد امد و اين هماهنگي كمك شاياني براي برداشتن گام سوم ميكند : اگاه شدن از احساسات و هيجانات . اين ظريف ترين لايه وجودي شما و مشكل ترين ان است ولي اگر بتوانيد از افكار خود اگاه شويد با اين مرحله تنها يك قدم فاصله خواهيد داشت . كمي اگاهي بيشتر مورد نياز است كه احساسات و هيجانات شما ظاهر شوند . هنگامي كه شما از تمامي اين سه لايه اگاه شويد – هر سه لايه تبديل به يك پديده ميشوند و در اين صورت مرحله چهارم اتفاق مي افتد كه چيزي نيست كه شما بتوانيد خود ان را انجام دهيد . اين مرحله به خودي خود اتفاق مي افتد .

چهارمين مرحله اگاهي نهايي است كه باعث ميشود انسان كاملا بيدار و روشن شود . در اين مرحله انسان از اگاهي خود اگاه ميشود . در اين مرحله انسان تبديل به بودا مي شود . و تنها انسان هايي كه به اشراق رسيده اند ميدانند اين مرحله چيست . بدن لذت را ميشناسد – ذهن شادي را تجربه ميكند – دل خوشحالي را درك ميكند و فقط افرادي كه در مرحله چهارم قرار دارند ميدانند سرور و بهجت چيست . نكته مهم اين است كه شما اگاه و هوشيار به مشاهده ادامه ميدهيد و به اين ترتيب ارام ارام شاهد دروني شما ثابت و پايدار ميشود و تغيير و تحول دروني در شما صورت ميگيرد . در اين حالت انچه مورد مشاهده قرار مي داديد ناپديد ميشود و براي اولين بار خود (( شاهد )) موضوع (( مشاهده )) ميشود و شما به مقصد نهايي مي رسيد .

درباره مديتيشن :

هشياري آن است كه ذهن آگاه باشد، اما تمركز نداشته باشد.هشياري آگاه بودن از همه چيزهايي است كه در حال روي دادن اند. شما به گونة عادي نمي توانيد از همة‌ چيزهايي كه در حال رخ دادن اند هشيار باشيد زيرا بدين گونه نامتمركز خواهيد شد. بخش نفي شده، بخش ناخود آگاهتان تنها زماني مي تواند پويا و آفريننده باشد كه شما به زندگي بعد تازه اي بيفراييد بعد سرخوشي و بعد بازي كردن را.


منظور از سرخوش بودن اين است كه توانايي شاد کامي جستن لحظه به لحظه از همة‌ چيزهاي رخ دهنده بر خود را داشته باشيد. در شادكامي خود كنش است كه ارزشمند است. چنان چه بتوانيد هر كنشي را در خودش ارزشمند سازيد، آن گاه سرخوش شده و مي توانيد آن را جشن بگيريد. سرخوشي در لحظه است در خود كنش نه در دلواپسي رسيدن به دستاوردهاي آن، چيزي نيست كه بخواهيد به آن دست يابيد.


وقتي ارتباط با كل هستي دور از گزينش باشد و به هر چيزي اجازه پيش آمدن دهيد اين شادكامي مراقبه است. آگاهي يافتن از ناخودآگاه يعني آگاهي از اين كه ذهن شما آگاه نيستيد و ذهن آگاه تنها بخشي از ذهن است . «من» هر دو بخش هستم و بخش بزرگتر نامشروط و بي قيد و بند است. مراقبه كوششي است براي پر يدن به ناخودآگاه. با حسابگري نمي توان پرش انجام داد زيرا هر محاسبه اي آگاهانه است و ذهن آگاه به شما اجازة‌ پرش نمي دهد. مسير ناخودآگاه تاريك و ناشناخته است و به ديدة‌ فرد نابخردانه مي نمايد بنابراين اگر براي ورود به مراقبه انديشه كنيد راه به جايي نخواهيد برد چرا كه بخشي انديشنده به شما اجازة‌ چنين كاري را نخواهد داد.


شما نمي توانيد بدون انديشيدن خيز برداريد و بپريد بنابراين به دستاويز نياز داريد دستاويز تنها براي آموزش دادن به ذهن نياز است وگرنه به كار نمي آيد. پس از پرش خواهيد گفت به دستاويز نياز نبود. دستاويز چيزي ساختگي است. كلكي است براي آن كه ذهن خردگراي شما آرام شود تا بتوان آن را به ناشناخته ها هل داد. روش نيرومند نه تنها ذهن بلكه تن و احساس شما ـ همة‌ هستي تان ـ‌ را در بر مي گيرد.هيچ شيوه اي نمي تواند خواستگاه مراقبه باشد از اين رو هر شيوه اي امكان پذير است هر شيوه اي يك دستاويز است. همة شيوه ها دروغين اند.


همة‌چيزي كه مورد نياز است اين است كه به كمك هر دستاويزي از ذهن خود به بيرون هل داده شويد.باريك سازي تمركز ذهن زماني كه به بيرون رو داريد، سودمند است اما به درون كه رو داشته باشيد زيان بار و كشنده است. در پيوند با ديگران كارآمد و در پيوند با خود انسان عامل خودكشي است. كسي داناست كه بتواند هر دوي نياز ها را برآورده كند. ذهن را چون يك ابزار بكار بريد نه چون غايت همة چيزها. همين كه فرصتي دست داد از آن بيرون آييد. آن گاه دم را غنيمت شمرده و از آن، از خود هستي شادكامي بجوييد.


رها كردن شرطي شدگي ها از راه مراقبة‌ پويا امكان پذير است. چنين رهايي اي بي علت دست خواهد داد. مراقبه شرايطي را فراهم مي كند تا به ناشناخته برسيد. هر چيزي پيش آيد كردة شما نيست چيزي خواهد بود كه رخ مي دهد.
از راه بندهاي منفي از طريق مراقبه مي توانيد به سوي ديگر هل داده شويد. وقتي شما از گذشته خود بگسليد آن گاه در همان دم انفجاري رخ مي دهد و درست همان دم به مركز مي رويد و در هستي خود متمركز مي شويد آن گاه همة چيزهايي را كه همواره از آن تان بوده اند و همة چيزهايي را كه هم اينك در انتظارتان هستند خواهيد شناخت.


هدف زندگي آگاه شدن است. شما از چيزي آگاهي داريد . در مراقبه هيچ موضوعي يافت نمي شود و تنها خود آگاهي برجا مي ماند. در مديتيشن در گام اول شما مي بايست هم از موضوع نگرش تان آگاه باشيد و هم در كنار اين موضوع از كسي كه مي نگرد. در گام دوم مراقبه هم شناسنده و هم موضوع شناسايي را رها كرده، و تنها آگاه باشيد اين هدف ناب مديتيشن است. براي آگاهي نياز به موضوعات بيروني داريد در غير اين صورت احساس خواب آلودگي مي كنيد. موضوعات زياد باعث بي خوابي مي شود. با موضوعات تازه شما آگاه تر مي شويد چيزهاي كهنه خسته كننده مي شوند. وقتي چند زماني با يك موضوع زندگي كرديد هشياري خود را بدان از دست مي دهيد. دل تان را مي زند. تكرار يك مانترا خستگي و خواب ژرفي را بار مي آورد.

شما به ذهن نياز داريد كه حتي اگر چيزهاي تازه اي هم يافت نشوند باز بتواند هشيار باشد. اگر آگاهي به چيزي وابسته باشد اين چيز به ناگزير بايد تازه باشد. آگاهي بدون موضوع آزادي مي آورد هر وقت دلتان خواست به خواب رويد يا بيدار شويد. شما از جهان موضوعات آزاد مي شويد.اگر خواهان خشنودي، آرامش ذهن،‌ سكوت و خواب هستيد خوب است كه پيوسته با موضوعات يكنواخت به سربريد ولي اين كار روحاني نيست . در پيوند با يوگا مي بايست خردورزانه پيش رويد اما تنها براي اين كه به پهنه‌ چيزهايي كه با خرد جور در نمي آيند پرش كنيد. نهايت ناگزير است كه نابخردانه باشد. سرچشمه مي بايست از شما بزرگتر باشد. سرچشمه اي كه شما و همه چيز همة گيتي از آن آمده است و بار ديگر بدان فرو مي رود و در آن ناپديد مي گردد مي بايست بيش از خرد باشد.
يوگا مي گويد خردگرايانه است كه انسان چيزهاي نابخردانه را به پندار در آورد. كسي كه الوهيت را تجربه كرده در اثبات آن كوشش نخواهد كرد. كل را نمي توان با پاره هايش اثبات كرد اما مي توانيم آن را حس كنيم. مي توان به ژرفاي درون رفت. بگوييد من خدا را باور دارم چون نمي توانم او را اثبات كنم. باور دارم چون امكان پذير نيست. اگر بود نياز به باور كردن نبود چرا كه جاي خود را به يك ايده عادي مي داد. ايمان چيزي ذهني نيست پرشي است به درون ناممكن. مديتيشن روشي است براي آوردن شما تا سرحد خرد و نيز يك روش پريدن است .مراقبه در نهايت با شيوه هاي بي خردانه سروكار دارد

 

اثرات مديتيشن :

1- سكوت ژرف :

معمولا برداشت عمومي از سكوت برداشتي منفي است , خلا و نبود سر و صدا . اين برداشت نادرست به اين علت عموميت دارد كه افرار بسيار كمي سكوت حقيقي را چشيده اند . تمام انچه ديگران به عنوان سكوت تجربه كرده اند فقط (( نبودن صدا )) بوده است . ولي سكوت پديده اي است كاملا متفاوت كه مثبت است . سكوت خلا نيست . سكوت لبريز شدن ازنوايي است كه تا كنون ان را نشنيده ايد .

دنياي دروني شما مزه و رنگ و بوي خاص خودش را دارد و ان سكوت محض است – سكوتي جاودان . تا كنون سر و صدايي اضافي در اين دنيا وجود نداشته است و تا ابد نيز در سكوت باقي خواهد ماند . هيچ كلمه اي قابليت توصيف اين دنيا را ندارد  و فقط خود شما به ان دسترسي داريد .

هسته مركزي وجود شما همان مركز گردباد خوادث است . هر انچه در اطراف اين هسته رخ ميدهد تاثيري بر ان نميگذارد و ان هميشه در سكوت باقي ميماند – روزها و سالها و قرن ها و حتي زندگي ها ميگذرند ولي سكوت جاودان درون شما به همان شكل اوليه دست نخورده باقي ميماند – همان موسيقي بدون صدا – همان رايحه روحاني و همان جاودانگي هميشگي .

2- حساس تر شدن :

مدي تيشن ميزان حساسيت شما را بالا مي برد . با مديتيشن خويشاوندي و تعلق خود را به جهان بيشتر احساس ميكنيد . اين جهان از ان ماست – ما اينجا غريبه نيستيم . ما به طور غريزي به هستي تعلق داريم . ما بخشي از هستي هستيم.

با مديتيشن شما به قدري حساس مي شويد كه حتي يك پر علف برايتان اهميتي فوق العاده پيدا ميكند . با اين حساسيت بالا در ك خواهيد كرد كه اين پر علف براي هستي همان اهميت بزرگترين ستاره را دارد . در واقع هستي بدون اين پر علف كمتر از ان چيزي است كه هم اكنون هست . اين پر كوچك علف در كل هستي كاملا منحصر به فرد است و هيچ چيز ديگر نميتواند جاي ان را بگيرد .

اين حساسيت بالا باعث افرينش دوستي هاي جديد خواهد شد – دوستي با درختان – پرندگان – حيوانات – كوه ها – رودها – و حتي ستارگان . با رشد عشق , زندگي انسان غني ترخواهد شد زيرا با رشد عشق دوستي رشد ميكند .

3- عشق رايحه خوش مديتيشن :

در صورتي كه عميقا مديتيشن كنيد دير يا زود احساس خواهيد كرد كه عشقي عميق در وجودتان شروع به جوشيدن كرده است كه قبلا هرگز ان را تجربه نكرده ايد – كيفيتي جديد در وجود شما – دروازه اي جديد كه شروع به گشوده شدن كرده است . شما تبديل به شعله اي خواهيد شد كه مايليد هر چه داريد با ديگران شريك شويد .

اگر عميقا عشق بورزيد به تدريج متوجه خواهيد شد كه عشقتان بيشتر و بيشتر كيفيت مديتيشن را پيدا ميكند . سكوتي ظريف وارد وجودتان ميگردد . افكار مغشوشتان شروع به ناپديد شدن ميكنند – فاصله هايي از سكوت به وجود مي آيند... ! و شما به ژرفاي وجود خود دسترسي پيدا ميكنيد .

ميليون ها زوج در اين دنيا زندگي و وانمود ميكنند كه عاشق يكديگر هستند . البته آنها فقط اينطور وانمود ميكنند . پس چگونه ميتوانند حقيقتا شاد باشند ؟ تمام انرژي آنها در حال هدر رفتن است . آنها سعي ميكنند چيزي از اين عشق مصنوعي به دست اورند ولي عشق مصنوعي هيچ سودي براي آنها ندارد . به همين علت است كه احساس خستگي – يكنواختي – غرغر كردن – بهانه گرفتن و دعواهاي دائمي بين عشاق چيزي عادي است .

آنها تلاش ميكنند كاري غير ممكن انجام دهند زيرا ميخواهند از عشق خود پديده اي جاودان و هميشگي بسازند ولي نميتوانند – زيرا عشق آنها محصول ذهن است و ذهن هرگز نميتواند محصولي جاودان داشته باشد .

اجازه دهيد مديتيشن شما را وارد ابعاد (( بي ذهني )) و (( بي زماني )) كند و ناگهان متوجه خواهيد شد كه اين بوي خوش شروع به گسترده شدن كرده است . تنها در اين صورت عشق , جاودان و هميشگي خواهد بود و بدون قيد و شرط شامل همه كس ميشود . در اين صورت عشق معطوف به شخص خاصي نخواهد بود – زيرا عشق حقيقي نميتواند اين گونه باشد . عشق حقيقي به صورت يك رابطه نيست بلكه كيفيتي است كه گرداگرد شما را ميگيرد و هيچ كاري با شخص خاصي ندارد . شما شروع به عشق ورزيدن ميكنيد , زيرا شما تبديل به عشق شده ايد . در اين صورت عشق , جاودان و هميشگي باقي خواهد ماند . اين بوي خوش عشق گردا گرد يك بودا , يك زرتشت و يك مسيح وجود دارد .

4- مهر و شفقت :

هنگامي كه عشق شما فقط ارزويي براي داشتن ديگري نيست , هنگامي كه عشق شما فقط نياز نيست و هنگامي كه عشق شما شريك بودن و سهيم شدن است , هنگامي كه عشق شما نيازي به جبران و تلافي ندارد و اماده است تا فقط ببخشد – ببخشد تا لذتي كه در بخشيدن وجود دارد را بچشد – در اين صورت مدي تيشن را به آن اضافه كنيد و بوي خوشي كه محصول طبيعي آن است همه جا را فرا خواهد گرفت . اين مهر و شفقت است و مهر و شفقت والاترين پديده اي است كه در هستي وجود دارد . روابط جنسي در مرحله حيواني قرار دارند , عشق در مرحله انساني است و مهر و شفقت كاملا روحاني است . روابط جنسي در لايه فيزيكي اتفاق مي افتد , عشق در لايه روان و مهر و شفقت در لايه معنويت روي مي دهد .

5- شادي پايدار و بي دليل :

ناگهان بدون هيچ دليلي احساس شادي خاص ميكنيد . در زندگي هميشه علتي براي شادي انسان وجود دارد . شما پولي را كه به ان احتياج داشته ايد به دست اورده ايد و به خاطر ان احساس شادي ميكنيد يا خانه اي زيبا خريده ايد و خوشحال هستيد , ولي اين شادي ها خيلي پايدار نيستند. آنها موقتي و گذرا ميباشند و نميتوانند براي مدتي طولاني دوام داشته باشند .

در صورتي كه شادي شما به علت چيزي به وجود امده باشد – دير يا زود ناپديد خواهد شد . اين شادي ماندگار نيست و هنگامي كه از بين برود شما را در غم و اندوه باقي ميگذارد . ولي نوع كاملا متفاوتي از شادي وجود دارد كه بدون هيچ دليلي ناگهان ان را احساس ميكنيد . هرگز دليل ان را پيدا نميكنيد و اگر كسي از شما سوال كند : چرا اينقدر شاد هستيد ؟ نميتوانيد پاسخي به او بدهيد .

من نميتوانم بگويم چرا شاد هستم . هيچ دليلي وجود ندارد . خيلي ساده , همين است كه هست . همچنين هيچ لطمه اي به اين شادي وارد نميشود . هر چه اتفاق بيفتد اين شادي ادامه خواهد داشت . اين شادي هميشه در شما وجود دارد . شما ممكن است جوان يا پير باشيد ولي شادي هميشه هست . هنگامي كه شما شادي اي را كشف كنيد كه هميشه پايدار باقي بماند يعني اگر شرايط تغيير كند و همچنان دست نخورده باقي بماند , به اشراق يا (( بودا شدن )) نزديك شده ايد .

 6- تنهايي :
    
تنهايي شادي اي است كه شما فضاي خودتان را داريد و واقعا خودتان هستيد. مديتيشن يعني شاد بودن وقتي كه تنها هستيد. وقتي انسان اين توانايي را پيدا كرد يدگر براي شاد بودن به كسي يا چيزي يا شرايطي وابسته نخواهد بود. اين شادي به روز و شب و جواني و پيري، سلامتي يا بيماري ربطي نداشته و حتي پس از مرگ هم وجود خواهد داشت چرا كه اين شادي به دنياي بيروني وابسته نيست و از درون شما مي جوشد. در سفر مديتيشن شما تنها هستيد و حتي عزيزترين فرد در زندگي نمي تواند با شما همسفر شود. شما در اين حالت هيچ ارتباطي با دنياي بيرون نداشته و فقط به سكوت درون توجه خواهيد داشت. سكوتي كه مثل آواز يك پرنده زيباست…

نكاتي درباره تکنيک هاي مديتيشن :

الف : انتخاب مديتيشن مناسب :
هر چند تكنيك هاي مديتيشن به شما توصيه مي كند كه اعمال خاصي را انجام دهيد اما تمام اين راهها براي آن است كه شما را به بي عملي برساند، چرا كه حتي در سكوت نشستن نيز نوعي انجام كار است و حتي تلاش براي انجام ندادن هيچ كاري نيز خود نوعي فعاليت است. لازم است از مرحلة‌ سعي كردن فراتر برويد لحظه اي بايد فرا برسد كه ديگر شما هيچ كاري دربارة‌ مديتيشن انجام نمي دهيد و تنها كاملا هوشيار هستيد. هر كوششي در انسان نوعي تنش است و اين مانع آرامش مي شود بنابراين به تدريج تلاش كردن را رها كنيد.
تكنيك هاي مديتيشن آنقدر ساده هستند كه شايد به نظر مسخره بيايند و ذهن تان به شما بگويد: «اين شيوه هاي مسخره هيچ كمكي به تو نخواهد كرد». ذهن و نفس هميشه چيزهاي پيچيده و چالش برانگيز را دوست دارند و وقتي بر اين پيچيدگي فايق مي شوند احساس غرور مي كنند براي همين ذهن اين تكنيك ها را نمي پذيرد و نفس شما از مديتيشن خوشش نمي آيد.
تكنيك هاي مديتيشن بر دانشي عميق استوارند بنابراين هرگز از تكنيك هاي من درآوردي استفاده نكنيد و هرگز دو تكنين مختلف را با هم مخلوط نكنيد چرا كه هر يك در جهت خاصي عمل مي كنند، هر چند هدف همة اين تكنيك ها يكي است.
تكنيك هاي مديتيشن را امتحان كرده و آنها را كه متناسب با خودتان يافته ايد، مورد استفاده قرار دهيد. خيلي جدي با تكنيك ها برخورد نكنيد و خيلي ساده با آنها بازي كنيد. يكي از شيوه هاي مديتيشن را در نظر بگيريد و حداقل براي سه روز با آن بازي كنيد در صورتي احساس آرامش كرديد جدي تر آن را به كار بريد و حداقل سه ماه آن را انجام دهيد. اگر تكنيك مناسبي را دنبال نكنيد حتي اگر تا ابد هم مديتيشن را انجام دهيد اتفاقي نمي افتد ولي اگر تكنيك شما مناسب باشد حتي سه دقيقه هم براي رسيدن به نتيجة مورد نظر كافيست.
همة استادان مديتيشن معتقدند بالاخره روزي بايد هر تكنيكي را كنار گذاشت. ماهيت ذهن چسبناك است و هميشه علاقه دارد چيز ي را نگاه دارد، شما نبايد به هيچ تكنيكي وابسته شويد. وقتي شما به چيزي وابسته نيستيد، ديگر لزومي ندارد به جايي برويد، وقتي همة‌ راه ها را رها كرديد و تمام آرزوها ناپديد شدند ديگر جايي براي رفتن وجود ندارد و شما به آرامش حقيقي رسيده ايد.
در ابتداي مديتيشن لحظات‌ آرامش بسيار كوتاه است ولي به تدريج طولاني شده و سپس آرام آرام براي هميشه در شما جايگزين مي شود. قبل از رسيدن به اين حالت تكنيك ها را ترك نكنيد. تجسم يك واقعيت است، يك ظرفيت و تواناي است كه در شما وجود دارد و آن عبارت است از وارد شدن عميق به موضوعي به شكلي كه آن موضوع به واقعيت تبديل شود. ذهن از طريق تجسم حركت كرده و بدن نيز از آن تبيعت مي كند. تجسم در مديتيشن به شما بسيار كمك مي كند.

ب : فضاي مناسب براي مديتيشن  :
موقع مديتيشن گوشي تلفن را قطع كنيد و سعي كنيد در زمان و مكاني اين كار را انجام دهيد كه مزاحمتي برايتان ايجاد نشود. شما از 24 ساعت شبانه روز 23 ساعت را وقت كارها، آر زوها و افكار خود مي كنيد و تنها يك ساعت را براي پرداختن به خود اختصاص دهيد. در نهايت متوجه خواهيد شد كه همين يك ساعت زمان واقعي زندگي شما بوده است.
هر چند وقتي شخصي در مديتيشن پيشرفت كند ديگر زمان و مكان براي او اهميتي ندارد اما در ابتدا سعي كنيد با رفتن به طبيعت و در كوهستان يا كنار رودخانه يعني جايي كه سرشار از زندگي است به مديتيشن بپردازيد. درختان در مديتيشن دايمي قرار دارند منتهي از اين نكته آگاهي ندارند. مكان هاي بكر و دست نخورده بسيار مناسبند اما اگر امكان دسترسي به اين جاها را نداريد در اتاق يا گوشه اي از خانة‌ خود باقي بمانيد. تنها لازم است حتي الامكان مكان ثابتي را انتخاب كنيد. چون هر عملي در انسان نوعي خاص از امواج را توليد مي كند. وقتي در يك محل به طور ثابت مديتيشن كنيد آن عمل امواج شما را جذب كرده و روزهاي بعد امواج جذب شده در شما منعكس خواهند شد و بدين ترتيب در عميق تر شدن مراقبه به شما كمك مي كند.

ج : چه موقع مديتيشن باعث جنون ميشود :

موقع مديتيشن بدن خود را فراموش كنيد و اين تنها راهي است كه باعث آسايش و آرامش شما مي شود. وقتي دائما بدن خود را به ياد مي آوريد راحتي از شما دور خواهد شد. شادي و سرور وقتي حاصل مي شود كه شما در لاية‌ بدن به آرامش رسيده باشيد و آ“ در گرو فكر نكردن و توجه نكردن به بدن است. هر كس بايد از جايي شروع كند كه برايش ساده تر است. ممكن است شما در حالت نشسته احساس ناراحتي كنيد پس هر چه تلاش كنيد كه فقط بنشينيد احساس ناراحتي دروني بيشتري خواهيد كرد و نتيجة‌ اين كار جز خستگي و افسردگي برايتان چيزي نخواهد داشت.

تلاش بيش از اندازه براي «فقط نشستن» مكن است باعث جنون شود. هر حالتي كه باعث انسان بيش از اندازه از جنون دروني خويش آگاهي يابد خطرناك است. زيرا ممكن است شما آمادگي رويارويي با اين ديوانگي دروني را نداشته باشيد و لازم است كه به تدريج با آن روبرو شويد. در عوض تكنيكي كه در آن به فعاليت و حركت بپردازيد در واقع يك نوع رها سازي است و باعث مي شود كه سكوت و آرامش دروني در وجودتان شروع به رشد كند. بخش سركوب شدة‌ وجود خود را با تكنيك حركت و فعاليت رها كنيد.

لازم است هر يك از شما تمامي عقده هاي سركوب شده و انباشتة درون خود را بدون هيچ انتخابي دور بريزيد. اگر از دست كسي عصباني هستيد بدون وجود دليل خاص گ ريه كنيد و بدون اين كه واقعا موضوعي براي خنديدن وجود داشته باشد از ته دل بخنديد در اين صورت هر چه در درون شما انباشته و حتي ا ز گذشته هاي دور در شما سركوب شده را رها كرده و سبك و راحتي مي شويد.

ديوانگي درون همين خشم ها، همين گريه ها و خنده هاي سركوب شده است كه با مديتيشن به آنها اجازه مي دهيم رها شوند و اين كار باعث پاكي و خلوص درون ما مي شود. در اين حالت احساس تازگي و پاكي به شما دست خواهد داد. اين خانه تكاني اولين كاري است كه مي بايست انجام دهيد.



تاريخ : دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 | 20:49 | نویسنده : فاطمه جعفری

جمله تاکيدي : من در حالم و از اسارت گذشته و آينده آزاد هستم

یوگانیدرا چیست؟


یوگانیدرا به معنی خواب ذهنی است. خواب طبیعی باعث تجدید قوای بدن می شود ولی یوگانیدرا هم ذهن و هم بدن را تجدید قوا می کند. زمانی که شما در خواب طبیعی هستید آگاهی شما در بدن خفته است، ولی در طی یوگانیدرا آگاهی شما بیدار است.

یوگانیدرا دو عملکرد مهم انجام می دهد: خستگی را بر طرف می نماید و به بدن نیرو می بخشد. استرس ها و فشارهای زندگی روزانه، تنشهایی ایجاد می کنند که آرامش را از ذهن می ربایند. یوگانیدرا این تنش ها را برطرف نموده و کشش ذهن را به حالت اولیه باز می گرداند.

مشکلات زندگی روزمره در ذهن نیمه آگاه ما انباشته شده و در موقع خود اثر زیان آوری بر روی ساختار روانی ما وارد می سازد.درست همانگونه که منزلمان را هر روز برای اینکه پاکیزه بماند باید جارو کنیم، برای داشتن یک شخصیت نرمال باید این ناهنجاریهای ذهنی که روزانه در نیمه آگاهی ما انباشته می شود را بر طرف کنیم. یوگانیدرا با بر طرف نمودن ناهنجاری های ذهنی و هموار نمودن راه پیشرفت معنوی، این خدمت ضروری را برای ما انجام می دهد.

یوگانیدرا حالتی است که شما نه خواب هستید و نه بیدار. اگر خواب بروید یوگانیدرا نیست، اگر بیدار هم بمانید باز یوگانیدرا نیست. اکر گرفتار رویا شوید آن هم یوگانیدرا نیست. یوگانیدرا وضعیتی است که بایستی حالت های آگاهی، نیمه آگاهی و ناخودآگاهی همه در یک زمان وجود داشته باشد. یوگانیدرا تمام ناهنجاری های فیزیولوژیکی و ذهنی را برطرف می کند و کمک می کند تا فرد نرمال و طبیعی باشد.
پاتانجلی یوگا را به عنوان کنترل حالتهای ذهنی تعریف کرده است. رفتار خوب وبد در نتیجه این حالتهای ذهنی می باشند. آگاهی، نیمه آگاهی و ناخودآگاهی حالتهای ذهنی ما هستند. در یوگانیدرا این حالت که شما آگاه باشید ولی آگاه نباشید که آگاه هستید حاصل می شود.
یوگانیدرا یکی از تکنیکهای اساسی برای دستیابی به آرامش می باشد. مهمترین نکته در یوگانیدرا و سایر تمرینات مراقبه این است که به خود اجازه ندهید خواب بروید. در یوگانیدرا خواب سعی دارد بر شما غلبه کند. اگر شما بر این نقص فائق آیید به نیروی اراده دست خواهید یافت و از طریق این نیروی اراده قادر به انجام کارهای بزرگ در زندگی خواهید بود. بر روی بدن یا بر روی خودِ خواب همانگونه که سعی دارد بر شما غالب شود، تمرکز کرده، نظاره گر آن باشید و اگر مشغله ای به ذهن شما خطور کرد فقط آن را نظاره کنید. در یوگانیدرا زمانی که شما احساس می کنید آگاه نیستید؛ در حقیقت شما از ناخودآگاهی خود آگاه هستید.

موفقیت پرتو جویانی که در یوگانیدرا از دستورات مربی پیروی کنند مسلم می باشد. مقتضیات یا قیود دنیوی سبب تاخیر در پیشرفت روحانی نمی شوند. تنها مانع، جهل وسستی خود شماست. یوگی باید تا حد ممکن از موهبت یوگانیدرا استفاده کند، بسیاری از اختلالات جسمی و روانی پرتوجویان به وسیله یوگانیدرا درمان می شود. یوگانیدرا یک تکنیک روان تنی است و اگر مدارس و موسسات آموزشی آنرا در دوره های خود به کار گیرند برای کودکان نیز بسیار مفید خواهد بود.
 



تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن 1391 | 23:36 | نویسنده : فاطمه جعفری



تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن 1391 | 23:34 | نویسنده : فاطمه جعفری

یوگا چیست؟ژیمناستیک ،هیپنوتیزم یا مدیتیشن؟

یوگا چیست؟ژیمناستیک ،هیپنوتیزم یا مدیتیشن؟
تمرین یوگا برای سلامتی مفید است، اما یوگا چیست ؟ آیا ورزش است یا مدیتیشن ؟
 

یوگا قرن شش پیش از میلاد مسیح توسط بودایی ها انجام می شد. پس از پشت سر گذاشتن قرن ها، امروزه به عنوان الگویی برای ورزش کردن به تمام دنیا رسیده است. یوگا کمک می کند تا بتوانیم نقطۀ مرکزی بدن و روح مان را که همان احساسات و عواطف است کنترل کنیم. این ورزش وضعیت ظاهر را تضمین می کند.

پیش از هر چیز: یوگا چیست؟ژیمناستیک است یا هیپنوتیزم یا مدیتیشن؟
دادن تعریفی روشن از یوگا دشوار است. لیونل کوردن، که 35 سال  متخحصص این رشته بوده است، برای ما توضیح می دهد که " یوگا روشی است که تمام بدن ما را تحت تأثیر قرار می دهد تا انسجام و پیوستگی از دست رفته اش را بازیابد.

یوگا ماهیچه های ما را قوی، روحیه مان را متعادل و ملایم، و تحمل و طاقت مان را بیشتر می کند. علاوه بر همۀ این ها، یوگا به واسطۀ تمرین های ریلکسیشن، بر روح ما نیز اثر دارد.

به طور گسترده، یوگا روشی برای آموزش نیز محسوب می شود؛ حتی می توان از آن به عنوان متد بازپروری هم زمان روح و جسم نیز نام برد. یوگا تمرینی است 100 در100 مفید، برای بدن ضعیف شما که به درستی با آن رفتار نشده، و ذهن پر از فکر و دغدغه های خسته کننده ای است که مغز بیچارۀ ما هر روز همۀ آنها را تحمل می کند.  

احساسات، قلب یوگاستاحساس (émotion) به چه معنی است؟ 

برخلاف باور عامه، احساسات در ذهن پدید نمی آیند بلکه منشأشان بدن است. این احساسات بدون وقفه و پشت سرهم ظاهر می شوند:

شادی، ترس، اضطراب... احساسات خودآگاه یا ناخودآگاه ما را در برمی گیرند و قادرند خاطرات خوب یا بدی برای ما خلق کنند. نکتۀ مهم این است که بتوانید احساسات تان را در طی روز مشخص کنید و با هدایت درست آنها حالات متفاوت تان را مدیریت کنید.

اینجاست که یوگا معنای خودش را پیدا می کند زیرا دقیقاً مرکز توجه یوگا مجموعۀ احساسات است. این احساس های بدن پس از ظهور آسیب شناسی بیان شدند و به واسطۀ تمرین یوگا تخلیه می شوند.

پس از یک جلسه یوگا، بدن به چندین شکل تبدیل شده است. در واقع یوگا آگاهی نسبت به همۀ احساسات را به ما می دهد، یعنی توانایی تشخیص دادن آنها از یکدیگر و پیش بینی کردن جریان های شان. این آن چیزی است که یوگا بر شما اعمال می کند، با فراگیری یوگا به آنچه که در درونتان اتفاق می افتد آگاهی خواهید داشت و احساسات تان را به وضوح مشاهده می کنید: من عصبانی هستم، من غمگین هستم، من آرزده هستم... "     

یوگا برای همۀ مردان و زنان؟لیونل کوردن توضیح میدهد که: "یوگا برای همۀ افراد چه زن و چه مرد، بدون محدودیت سنی توصیه می شود. سابقاً، تصویر یوگا کمی منفی بود: شاید به خاطر حالت فرا طبیعی و سکون یوگا!
 
 اما امروزه تمایل به این رشته خصوصاً در میان جوان ترها بیشتر شده است، حالا دیگر سال هاست که این رشتۀ سرکش و نافرمان افراد را به سمت خود می کشد. می توان گفت که در ابتدا بیشترین علاقه مندان به یوگا حدوداً 40 ساله بودند ولی طی سه سال افزایش قابل توجهی در گرایش افراد 25 تا 35 ساله به این رشته مشاهده شد. در درجۀ دوم، یوگا از دید آنها تبدیل به یک روش واقعی شده است".  

و اما دلایل: ورای علاقه به این تمرین، جوان تر ها برای نظم دادن به دلهره ها ، اضطراب ها و احساسات شان و بر عهده گرفتن مسئولیت ها به این رشته گرایش پیدا کرده اند. حدود یک میلیون نفر یوگا کار در فرانسه وجود دارد، بی شک این رشته موفقیت چشمگیری خواهد داشت و در سال های آینده شاهد گسترش هرچه بیشتر آن خواهیم بود.   

شیوۀ انجام یوگایوگا نیاز به انجام تمرین و آماده سازی منظم و پیگیرانه است اما لیونل کوردن تصریح می کند که " از آنجایی که احساسات تکراری یا فقط موقت اند، آماده سازی برای همۀ افراد به یک شیوۀ انجام نمی شود و هرکس بسته به شخصیت و روحیاتش، آماده سازی متفاوتی دارد.

" جلسات یوگا با حرکات کششی شروع می شوند، تمرین هایی برای انعطاف پذیری و در پایان مشاهده ای از آنچه طی یک مرحلۀ درونی سازی اتفاق می افتد.

" حالات متفاوت بدن نیازمند تمام بدن، وضعیتش و افکار فرد هستند. بر اساس دردها و ناخوشی ها، روش های متفاوتی وجود دارد، مانند: ماساژ خودکار شکم یا مدیتیشن، فنون تنفس در مقابل نگرانی ها و..."

خوب است که یوگا سه بار در هفته و هر بار به مدت 20 الی 40 دقیقه تمرین شود. لیونل کوردن بر این نکتۀ مهم تأکید می کند که" یوگا برای هر فردی فواید خاص و منحصر به فرد خودش را دارد." [ممکن است فواید یوگا برای شخصی متفاوت از شخص دیگر باشد

این مقاله گزیده ای است از مجلۀ "Côté Santé".



تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن 1391 | 23:33 | نویسنده : فاطمه جعفری



تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن 1391 | 23:26 | نویسنده : فاطمه جعفری

يوگا (مديتيشن)



خود درمانی با مدیتیشن ...انرژی درمانی ريکی و کارونا ريکی

این نوع مدیتیشن برای خود درمانی طراحی شده است و به طوری است که به هماهنگ کردن و شفای تمام لایه های بدن شما کمک می کند.

شما می توانید این نوع مدیتیشن را در نواری ضبط کرده و به کار گیرید (در صورت تمایل می توانید آنرا با موزیک همراه کنید). وقتی که با صدای خودتان ضبط شود قدرت کلمات گفته شده با تاکیدی که از درون خودتان می آید یک تجربه شفای واقعی برای شما می سازد.

نخست به دستهایتان با سمبل قدرت، قدرت بدهید، سپس یک سمبل بزرگ قدرت بزرگ در جلوی خودتان بکشید، بطوری که در جلوی مرکز قدرتتان باشد. سپس یک سمبل کوچک قدرت جلوی هر چاکرا بگذارید، با این کار کانالهای شما برای ورود انرژی ریکی پاک و با قدرت شده است.

حال یک گشو کوتاه (ری جی هو) انجام دهید.

سپس سه نفس عمیق بکشید بدین صورت که با دم آرامش را به درون و با بازدم تنش را به بیرون ببرید و سپس با دم آرامش را به درون و با بازدم نگرانی را به بیرون بدهید و به همین ترتیب با دم ایمان را به درون و با بازدم ترس را به بیرون ببرید و بدین سان ریکی را به سطح فیزیکی وجود تان بفرستید، اکنون نخست بدنتان را ور انداز کنید و توجه کنید که در کجا درد یا تنش و یا ناراحتی احساس می کنید، به ذهنتان بسپارید و می توانید یک سمبل قدرت در آنجا قرار دهید.

برای شروع تصور کنید که یک ابر کوچک پر از انرژی ریکی در پاهای شما وجود دارد، تصور کنید که انرژی شروع به چرخیدن در پاهای شما می کنید، به درد، تنش یا هر ناراحتی که در این ناحیه هست توجه کنید. تصور کنید که ابر ریکی این ناحیه را آرامش بخشیده است و تنش ها را بیرون رانده و شفا آورده است. بعد تصور کنید که ابر به سوی مچ پای شما به صورت دایره ای در حرکت است و می چرخد و این ناحیه را هم نیز شفا و آرامش بخشیده است.

این عمل را در بدنتان ادامه بدهید، تصور کنید که ابر شفا بخش انرژی در ساق پاهای شما می چرخد و بعد در زانو ها و سپس در رانهای شما، حال تصور کنید که انرژی ریکی ماهیچه های شما را آرام کرده است و هر گونه تنش، درد و یا ناراحتی بیرون رانده و شفا آورده است و به همین ترتیب در هر کجا که احساس ناراحتی می کنید یک سمبل قدرت قرار دهید.

به اسکن کردن در بدنتان ادامه بدهید و انرژی را به انتهای رانها ببرید، اینجا اولین چاکرای شما، چاکرای ریشه قرار دارد. تصور کنید که انرژی می چرخد و آنرا در پشت خود نیز احساس می کنید و همینطور در پایین ترین قسمت جلوی بدنتان. ابر ریکی انسداد ها را پاک کرده و شفا آورده است. (به خاطر داشته باشید که برای افزایش ریکی در هر ناحیه می توانید از سمبل قدرت استفاده کنید.)

به حرکت ادامه بدهید تا جایی که ابر انرژی به چاکرای دوم شما یعنی دستگاه تولید مثل می رود. این ناحیه ارتباط با دیگران است و به اصطلاح ناحیه خلاق نام دارد. تصور کنید که ابر می چرخد و هر ناراحتی، انسداد و یا تنش رها شده و هر مشکلی در این ناحیه شفا یافته است.

سپس ابر ریکی را به چاکرای شبکه خورشیدی یعنی ناحیه اطراف ناف بدنتان ببرید. دستگاه جذب و هضم در این ناحیه قرار دارد، محل جذب غذای شما که انرژی بدنتان را تامین می کند، تصور کنید که ابر ریکی در این ناحیه می چرخد و هرچه تنش، ناراحتی و یا انسداد را آرامش بخشیده است.

سپس ابر به چاکرای قلب شما به حرکت در می آید، احساس کنید که انرژی دور قلب و شش های شما می چرخد، و با این انرژی هرگونه درد یا انسداد از بین برده می شود و اکنون تصور کنید که این ارگان ها با انرژی شفا بخش پر شده -اند.

اکنون تصور کنید که ابر به چاکرای گلو می رود و این پروسه را در آن ناحیه نیز ادامه بدهید. به خاطر بسپارید که این ناحیه شامل عقب گلو هم می شود یعنی جایی که تنش های زیادی معمولاً جمع شده است و وقت بیشتری باید صرف این ناحیه کرد و برای کمک به رها سازی تنش ها و ناراحتی می توان از یک سمبل قدرت کمک گرفت.

اکنون تصور کنید که ابر ریکی به چاکرای چشم سوم سفر می کند و این انرژی در آنجا می چرخد و چشم سوم را باز می کند و انسداد ها را به روی بینش و آگاهی رها ساخته است. اجازه بدهید که انرژی چشم سوم شما را پر کند و شفا بدهد.

بالاخره در نهایت انرژی را به بالا سر خود ببرید یعنی به چاکرای تاجی و تصور کنید که ابر ریکی چاکرای شما را پر کرده است و هرگونه گرفتگی و تنش را رها ساخته است.

اکنون باید بدنتان را دوباره اسکن کنید تا در جاهایی که احساس تنش و یا ناراحتی می کنید یک سمبل قدرت بگذارید و به قسمت های بعدی مدیتیشن بروید.

اکنون تصور کنید که ابر ریکی بالای سر شما قرار دارد و از چاکرای تاجی وارد تمام بدنتان می شود و به محض ورود تمام بدن شما از انرژی شفا بخش پر می شود به گونه ای که باید تصور کنید تمام قسمتها و دستگاه های بدن شما با ریکی حمام شده -اند و اکنون می توانید بگردید به جاهایی که ناراحتی و تنش داشته اند و توجه کنید که اکنون با انرژی ریکی پر شده اند و اکنون زمانیست که تصور کنید انرژی از بدن فیزیکی شما به بیرون صاتع می شود و ببینید که با انرژی شفا بخش می درخشید و اولین سطح از وجود تان پر از انرژی شده است.

اکنون باید به دومین سطح از وجود تان یعنی سطح احساسی شما بروید. ریکی را به سطح احساسی و هیجانی وجود تان بفرستید، سمبل ذهنی/احساسی را فعال کنید و سه بار اسمش را بگویید و بعد با این سوالات این سطح را اسکن کنید: چه احساسی در حال حاضر دارم؟ آیا خوشحالم یا غمگین، شادم یا افسرده؟ آیا نگرانی خاصی دارم؟ آیا تحت فشار چیزی هستم؟ آیا چیزی من را غمگین می کند؟

اول به این سوالات جواب بدهید و سپس دوباره سمبل ذهنی/احساسی را فعال کنید و از بخواهید که به این نقاط نگرانی برود.

برای چند ثانیه در همین حالت با خودتان بمانید، تمام احساسات و هیجانات خود را احساس کنید و به این واقعیت برسید که آنها فقط انرژی هستند. اگر می خواهید، گریه کنید و حالا بگذارید ریکی هر درد و ناراحتی را ببرد. تصور کنید که این احساس های دردآور در ابر یکی جای گرفته است و وجود تان از آنها رها شده است و آنها برای شفا به منشاء (یا خالق) می روند. حال که این احساس ها رها شده اند تصور کنید که وجود شما با صلح و شادی و عشق و خشنودی پر شده است. انرژی را در وجود تان احساس کنید و اکنون احساس کنید که سطح احساسی شما هماهنگ شده است و شفا یافته است.

سپس ریکی را به سطح ذهنی وجود تان بفرستید، سمبل ذهنی/احساسی را فعال کنید و با این سوالات ذهن خود را اسکن دهید و بپرسید که: آیا مغز تان خیلی از افکار پر شده است؟ از خودتان بپرسید که مثل این می ماند که سرتان دارد منفجر می شود؟ بپرسید کار برای انجام دادن دارید و نمی توانید مرتبشان کنید؟ از خودتان بپرسید آیا احساس خستگی می کنید؟

حالا سمبل ذهنی/احساسی را فعال کنید و احساس کنید که در شما جریان دارد و شما را پر می کند، تصور کنید که افکار تان روشن و آرام می شوند، و ریکی مغز تان را آرام می کند و راه حل های مسائل پیچیده برای شما آسان و راحت شده است. تصور کنید که نگرانی به آرامی از فکر تان به بیرون برده شده است. تمام افکار مغشوش بدنتان را ترک کرده اند و ریکی بدنتان را پر می کند و اکنون سطح ذهنی/احساسی شما هماهنگ شده و شفا یافته است.

در آخر ریکی را به سطح روحی وجود تان بفرستید و نخست سمبل شفای راه دور را فعال کنید. سطح روحی خودتان را با این سوالات اسکن کنید: آیا احساس می کنم که متصل نیستم؟ آیا در دنیا احساس تنهائی می کنم؟ آیا به جنبه های معنوی زندگیم آگاه هستم؟ آیا معنویت را در زندگی روزانه ام تجربه می کنم؟

حال تصور کنید ریکی روح وجود تان را پر می کند، آنرا به صورت یک موج انرژی زیبای طلائی تصور کنید که ارتباط مستقیم با قلمرو های بالاتر دارد. تصور کنید که هدایت در درون شما جریان دارد و بنابر اعتقادات شما هر آنچه که هست شما را مستقیماً به منشاء وصل کرده است. در نظر بگیرید که انرژی ریکی شما را دوباره به منشاء اصلی وصل کرده است. خودتان را ببینید که پر از انرژی معنوی هستید و این انرژی تمام سطح های دیگر وجود تان را فرا گرفته است. خودتان را کامل و سالم ببینید.

اکنون یک سمبل قدرت در بالای خود مجسم کنید و سه بار بگویید "من این شفا را با عشق و نور، مهر و موم می کنم."

در آخر برای هدیه شفای ریکی سپاسگزاری کنید و راحت باشید و به آرامی برگردید.

*************************



  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ